درس هشتم عربی سوم

درس هشتم عربی سال سوم راهنمایی

 

درس هشتم

 ترجمه درس آسایش و سختی

ای فرشتگان چرا ایوب را ستایش می کنید؟

ایوب خداوند را می پرستد و او را ستایش می کند؟

زیرا او صاحب مال و نعمتهایی است.

نه ... نه ... صالحان پروردگارشان را در همه حالات شکر می کنند.

ایوب بیمار شد.

مالش نابود شد.

فرزندانش نابود شدند.

راهزنان اموالش را دزدیدند.

فرصت طلایی برای ابلیس به وجود آمد.

ابلیس آمد.

ای ایوب! تا کی بر این بلا صبر می کنی؟

مال و فرزندان و سلامتی خود را از دست دادی؛

با این وجود خدا را شکر می کنی و او را ستایش می کنی؟

به خدا پناه می برم از شیطان رانده شده.

فایده ای ندارد او مانند کوه است؛

به سوی همسرش می روم.

تا کی صبر می کنی؟

مرگش نزدیک است.

نه ... نه.. همسر صالح بر قضای الهی صبر می کند.

بلا و سختی شدت گرفت و بیماریش سخت شد.

پس همه او را ترک کردند.

چگونه غذا و دارو به دست بیاورم؟!

چه کنم؟!

ایوب جستجو کرد.

هیچ چیز نیست.

پس گفت همانا به من آسیب رسیده است و تو بخشنده ترین بخشنده ها هستی.

و بالاخره بعد از چند سال شادی آمد.

همانا ایوب در امتحان پیروز شد.

بله، همانا همراه سختی، آسانی است.

بیماری رفت .

و سلامتی و آسایش به ایوب بازگشت.

چه بنده خوبی ( چه خوب بنده ای )  همانا او بسیار بازگرداننده (توبه پذیر)  است.

 

قواعد :

ÿ جمله هایی که با فعل شروع می شوند ، جمله ی فعلیه نام دارند. مانند: یَذْهبُ سعیدٌ.

ÿ فاعل یک کار  ، انجام دهنده ی آن است.

ÿفاعل هر جمله دارای علامت رفع ٌُ (ضمه یا تنوین با ضمه ) است.

ÿفعل و فاعل ، دو جزء اصلی جمله ی فعلیه هستند.

ÿ فعل می تواند در ابتدای جمله قرار بگیرد.

 چرا در جمله ی« َنجحَ التَّلامیذُ فی الاِمتِحانِ » فعل مفرد است و فاعل جمع؟

ÿوقتی فاعل پس از فعل آمده باشد ، فعل همیشه با صیغه ی مفرد می آید.

ÿفعل در اول جمله همواره به صورت مفرد به کار می رود هر چند فاعل آن مثنی یا جمع باشد.

ÿ فاعل نیز مانند مبتدا و خبر همواره مرفوع است.

فعل و فاعل از نظر جنس مانند یکدیگرند.

 فعل + فاعل + ....     =       جمله فعلیه

تمرین های درس هشتم

1- با توجه به متن درس در مقابل پاسخ صحیح علامت بگذارید:

الف ) متی حانت الفَرضةُ الذّهبیّة لاِبلیس؟

۱ – عند فقدان النعم ؟ þ

۲ – حینما شکراً ایوبُ ربّه

۳ – قرب موت ایوب

ب ) الی متی صَبر أیّوب ؟

۱ – حتی النهایة þ

۲ – حتی زَمَن فقدان أولادة

۳ – حتی زَمَن مَرضیة

ج ) لماذا قال الله «نعم العبد إنه أُوّاب »

۱ – لأنه نحج فی الأمتحان þ

۲ – لأنه ما صبر علی المصائب

۳ – لأنه قرض

د) لِماذا وَقَعَ أیّوبُ فی المُصیبةِ ؟

1 - لِلاِمتحانِ þ

2 – لِاَنَّه صاحِبُ ثَروَةٍ

3 – لِاَنَّ الشَّیطانَ مَدَحَ أیّوبَ

2 – در هر تصویر ، کدام یک از کلمات مورد اشاره ، نقش فاعل ( انجام دهنده ی کار ) را دارد؟ با علامت T آن را مشخص کنید .

 1 – الرجل 2 – الطفلة 3 – الفلاح 4 – الطالب 5 – البِنت 6 – المرأة

3 – از میان کلمات زیر ، کدام یک می تواند در جمله نقش « فاعل » را داشته باشد ، آن ها را در سبد مخصوص قرار دهید .

طالبةٌ – فاطمةٌ – الرَجُلُ – صادقٌ

4- در هر یک از عبارت های زیر فاعل را بیابید و اِعراب آن را مشخص کنید .

الف ) وَعَدَ اللهُ المومنین و المؤمنات خبات.

ب ) قد جاء أمرُ ربِّک.

ج ) یعملُ الکریمُ بوعْدِه.

د ) یدفَعُ الأغنیاءُ زکاة أموالهم.

5- این دو نفر هر کدام عبارت های خود را ترجمه کرده اند . شما ترجمه ی صحیح را انتخاب کنید و علت غلط بودن ترجمه ی دیگر را بنویسید .

1 – لا یَحزَنونُ الصَبورُ مِن کَثرَةِ المَصائِبِ .

انسان صبور از زیادی مصیبت ها اندوهگین نمی شود . þ

اندوهگین مباش ای انسان صبور از کثرت مصیبت ها !

2 – ذَهب الخَوفُ و دَخَلَ الأیمانُ فی القلوبِ.

ترس رفت و ایمان را در دل جای داد.

خوف و ترس رفت و ایمان در دلها وارد شد. þ

3 – لا تَتْعَبُ الأُمُّ من تربیة طفلها.

مادر را در تربیت فرزندش خسته نمی بینی؟

مادر از تربیت فرزندش خسته نمی شود. þ

 4 – رَجَعَ الاَنتصارُ إلی المُسلِمینَ .

پیروزی را به سوی مسلمانان برمی گرداند .

پیروزی به سوی مسلمانان بازگشت . þ

6 – آیات زیر را با دقت بخوانید و ترجمه کنید .

1 – جاءَ الحَقُّ وَ زَهَقَ الباطِلُ . حق آمد و باطل نابود شد .

2 – لَقَد رَضی اللهُ عَن المومِنینَ . قطعاَ خداوند از مومنان راضی شده است .

3 – صَدَقَ اللهُ وَ رَسولُه . خداوند و پیامبرش راست گفتند .

 کلمات جدید

أرحم = مهربانترین

أعوذ = پناه می برم

أواب = بسیار باز گرداننده

تلف = تباه شد

تمدحون = ستایش می کنید

دواء = دارو

رجیم= رانده شده

رخاء = آسایش

رَضیء = راضی شد

زهق = از بین رفت

شدة = سختی، تنگدستی

صَعب = دشوار شد

الضّر = سختی

عُسرْ = سختی

عَظُم = بزرگ شد

علی = بلند مرتبه

فقدان = از دست دادن

فقدتَ = از دست دادی

لصوص = ج لصّ : دزد

مرض = بیماری

مسّ = لمس کرد

مصائب= مصیبت

مع = همراه

نِعَم= ج نعمة : نعمت

نِعْمَ = چه خوب است

وَعَد = وعده داد

یُسْر = آسانی

 

+