تعلیم و تربیت و عقب ماندگی ایران قسمت ۱-۲-۳

تعلیم و تربیت و  عقب ماندگی ایران قسمت ۱-۲-۳

تعلیم و تربیت و  عقب ماندگی ایران  (قسمت اول )

بعزم مرحله عشق پیش نه قدمی                   که سودها کنی اَر، این سفر توانی کرد.

همانگونه که می دانیم، کشور عزیز ما با کشور ژاپن تقریباً همزمان با علوم جدید و راه و رسم آموزش به روش نو، در مغرب زمین آشنا شد.

کشور ژاپن به لحاظ الگوبرداری درست از غرب و با تکیه بر سنت های اصیل ملی، کار خود را از آموزش شروع کرد. در دور افتاده ترین روستاها، با همکاری مردم، به طور جدی، مدارس ابتدائی را تأسیس و گسترش داد. معلمان این مدارس برای تدریس علوم از روش « یادگیری با عمل » بهره جستند. بدین معنا که دانش آموزان را وادار ساختند، با اجرای آزمایش، پدیده های طبیعی را تجزیه و تحلیل و تفسیر نمایند و لذا موفق شدند با عشق و ایمان و علاقه و کوشش خستگی ناپذیری، بر مشکلات خود چیره شوند.

همگان، در این فکر بودند که، با حداقل هزینه، قناعت فردی و جمعی، بیشترین درخدمت آموزش و پرورش جامعه خود قرار گیرند. همه هماهنگ با تلقی و برداشتی درشت و عمیق و هم راستا و هم سو برای بهبود کیفیت آموزش گام برداشتند، برای خانه های مسکونی خود حداقل و برای مدارس حداکثر وسعت را در نظر گرفتند. در آموزش از روش شاگرد محوری بهره گرفتند. همه چیز را در اختیار مدرسه و معلم و دانش آموزان قرار دادند، برای محیط آموزشی قداست ویژه ای قائل شدند. به دانش آموز شخصیت و مسئولیت را به طور یکسان تفویض کردند، آموزش علوم با اجرای آزمایش بوسیله دانش آموز توأم شد. دانش آموز را به طور مستقیم و غیر مستقیم با طبیعت و قوانین موجود در طبیعت تماس دادند. دانش آموزان را در اداره مدرسه و کلاس شریک کردند. و آموزش نظری با عملی به گونه ای همگام و همراه شد که در مدت کوتاهی توانستند، علوم که مبنا و اساس صنعت و تکنولوژی است به طور چشمگیری تقویت کنند.

مسئولان سیاسی و علمی و فرهنگی ژاپن بارها گفته اند، که : « برخلاف آنچه عده ای تصور می کنند، ما ابتدا از توسعه ی آموزشی و علمی شروع کردیم و بعد به دنبال آن، به توسعه ی اقتصادی دست یافتیم »، در واقع مبنای اصلی توسعه اقتصادی ژاپن « توسعه آموزشی » است.

متأسفانه دیر زمانی است که، علمای ما به علوم طبیعی توجه و عنایت چندانی نداشته اند، و بیشتر وقت گرانبهای خود را در مباحث و مسائل نقلی صرف کرده اند. لذا کشور نتوانست، شخصیت های برجسته ای همچون : ابن سینا محمد بن موسی خوارزمی ابوریحان بیرونی جابربن حیان رشیدالدین فضل ا... و شیخ بهائی ... را ( که در علوم طبیعی نیز تخصص داشتند ) به جامعه عرضه کند.

از سوی دیگر وقتی زمامداران امیرکبیر بنیانگزار دارالفنون را از صحنه بیرون کردند، هدف های اصلی او را نیز فراموش کردند.در کشور ما علوم طبیعی تدریس شد، اما بدون اجرای آزمایش!! دروسی مانند فیزیک، شیمی و زیست شناسی و زمین شناسی به جای این که در طبیعت تدریس شود و دانش آموز با چشم خود ببیند، با دست خود لمس کند، با مغز خود بیندیشد و با قلب خود اطمینان پیدا کند- ( بجز موارد استثنائی)_ در کلاس های در بسته بدون تماس با خود طبیعت که موضوع درس است، مانند قصه و داستان تدریس شد.

در مغرب زمین، شاگرد و معلم با کار وکوشش و تلاش شبانه روزی، در آزمایشگاه های کوچک و بزرگ، قوانین طبیعی را با روش علمی کشف کردند، و آنرا بسط دادند که به صورت کاربردی درآوردند و بدین ترتیب مبانی صنعت و تکنولوژی خود را استحکام بخشیدند. هر روز با آزمایش جدیدی در رشته های مختلف علوم، به حقایق تازه ای دست یافتند. با وسواس علمی و دقت فراوان باد و باران، زمین و آسمان، ماه و ستارگان، دشت و بیابان، کوه و کوهستان، صحرا و درختان، حیوان و انسان و... را مطالعه کردند و بر کره زمین استیلا یافتند و راهی فضا شدند.

مواد خام را در اینجا و آنجا شناسایی و آزمایش کردند. مزارع و کشتزارها، دریاها و اقیانوس ها، موزه ها و کتابخانه ها را در اختیار دانش آموزان خود قرار دادند. و از ایشان خواستند تا با غور و بررسی طبیعت، شخصاً قوانین را کشف و با آزمایش و روش های علمی قوانینی که قبلاً به وسیله دانشمندان کشف شده بود دوباره بررسی و تحقیق و صحت درستی آن را تأیید و با رد آن قانون جدیدی وضع یا آن را کامل نمایند.

گاهی کلاس دانش آموزان در کنار برکه آب یا رودخانه و مزرعه تشکیل می شد و هردانش آموزی برای خود با کمک چند ابزار ساده مانند ذره بین، آئینه، قیچی، نیروسنج، قطب نما، آهن ربا و... از همان دوره ابتدایی روش بررسی طبیعت را می آموخت با این روش دروس و مطالب آموزشی مستقیماً از نوک انگشتان به مغز انتقال می یافت. بدین ترتیب رموز عالم را به طوری نسبی کشف کردند و هزاران وسیله را تولید، و صدها بیماری لاعلاج را درمان کردند. چهره جامعه تغییر و پیشرفت های حیرت انگیزی درتمام شاخه ها صورت پذیرفت.

ما در حق دانش آموزان خود که از خوش استعدادترین، دانش آموزان جهان می باشند. کوتاهی کردیم استعدادهای ایشان را تباه ساختیم. مستقیم ترین راه تدریس علوم را که روبرو کردن دانش آموز با پدیده های طبیعی است، رها ساختیم و از دانش آموزان خود خواستیم که فقط عبارتی که قانون را بیان می کند، از بر کنند و ظاهراً به همین یادگیری طوطی وار بسنده کردیم و خوشحال شدیم که دانش آموزان ما نیز قانون طبیعی را می دانند. در حالی که این یک خیالبافی محض بود. از بر کردن یک عبارت با درک و فهم و تجزیه و تحلیل و اظهارنظر درباره یک پدیده طبیعی بسیار متفاوت است. همان گونه که مونتاژ کردن یک تلوزیون با اختراع آن بسیار فرق می کند .

تعلیم و تربیت و  عقب ماندگی ایران  (قسمت دوم )

برای آن که بتوانیم جبران گذشته را کنیم، هیچ راهی نداریم، جز آنکه در نظام آموزش علوم در مدارس خود یک انقلاب عملی به وجود آوریم. باید حصارهای قطور مستحکم و آهنین و غیر قابل نفوذی که بین کلاس درس و طبیعت در مدارس ما کشیده شده است منهدم کنیم کلاس علوم را در طبیعت بر پا کنیم. با عمل و اجرای آزمایش و با اشاره به پدیده های طبیعی درس بدهیم، و از دانش آموزان نیز بخواهیم با اجرای آزمایش و عمل و ساختن وسائل ساده و ارزان قیمت که قانون طبیعی را نشان دهد، درس را پس بدهند. نمره امتحان تنها به عملی تعلق گیرد که نشان می دهد دانش آموز قانون معینی را درک و قدرت تجزیه و تحلیل آن را پیدا کرده است.

اکنون که در دانشگاه های ما در پاره ای از رشته ها بخصوص علوم پایه زمزمه کار تحقیقی آغاز شده است جا دارد این زنده کردن روح تحقیق و پژوهش را از مدارس ابتدایی، راهنمایی و بخصوص دبیرستان شروع کنیم زیرا محققان آینده کشورما کسانی هستند که اکنون درمدارس ابتدایی آموزش می بیند.

برای این کار به یک بسیج عمومی و مشارکت اجتماعی نیازمندیم، به مردم اعلام کنیم که از این پس نمی خواهیم نفت خود را به ثمنِ بخس بفروشیم، نمی خواهیم معادن غنی و سرشار خود را با بهائی ناچیز در اختیار بیگانگان قرار دهیم و ... بلکه می خواهیم نفت خود را به وسیله کارشناسان و مهندسان ایرانی شناسایی استخراج و تصفیه کرده و با آن تبدیل به مواد قابل عرضه در بازارهای جهانی عرضه کنیم.

هیچ سئوال کرده ایم که به چه دلیلی معادن سیلیس خود را با ارزان ترین قیمت به بیگانگان بفروشیم و عدسی های گوناگون را با گرانترین قیمت وارد می کنیم؟ آیا تا به حال از خود سئوال کرده ایم که چرا باید هزاران تن مواد خام به خارج صادر و مواد مصرفی ابتدایی را از خارج وارد کنیم؟ آیا حیف نیست ملتی که دارای استعدادهای درخشان و معادن سرشار و آب و هوای مناسب ( حدود 45 درجه اختلاف دما در یک شبانه روز، ) می باشد همچنان عقب مانده باقی بماند؟

پاسخ این سئوال و ده ها سئوال دیگر در زمینه عقب ماندگی در شـؤن زندگی اجتماعی و فردی را باید در آموزش و پرورش پیدا کرد. در آموزش و پرورش باید یک راست به سراغ معلم و روش تدریس رفت.

معلمان کودکان ( 7- 6 ) ساله را به عنوان ورودی سیستم تحویل می گیرند و پس از 12 سال آموزش از سیستم خارج می کنند، اگر روش تدریس معلم آمیخته با تحقیق و پژوهش، آزمایش و تجربه و در ارتباط با مسائل خانوادگی اجتماعی اقتصادی، فنی و صنعتی و کشاورزی، خدماتی باشد. اگر معلم با استفاده از وسائل دیداری، شنیداری و سائل آزمایشگاهی، بازدیدهای علمی و نیز با برخوردی صحیح ( جذاب هدایت گر- محبت آمیز- از روی رفق و مدارا و سلامت نفس و ...) آموزش دهد، و اگر معلم از امکانات موجود حداکثر بهره برداری را بنماید و البته اگر معلم به خلق و خوی معلمی آراسته و در عین حال از نظر زندگی تأمین باشد، می توان انتظار داشت که وظیفه خود را به خوبی انجام دهد، تا گام های اولیه در راه تربیت نسل نو برای تحقیق پژوش برداشته شود.

لذا همه باید به معلم و مدرسه کمک کنیم تا بتواند رسالت بزرگ خویش را به انجام برساند می دانید که معلمان در کشورهای شرقی در بین خوش استعدادترین، علاقه مندترین و آگاه ترین و دلسوزترین دانش پژوهان انتخاب می شوند و پس از کسب آموزش های نو و مناسب راهی کلاس می شوند.

کشورهای پیشرفته در ابتدای رونق علوم در کشور خود، شخصاً برای تدریس این شاخه وسیله آزمایش طراحی کردند، به کمک وسائل ارزان قیمت آزمایشگاه درست کردند چون جائی برای تقلیدنداشتند، روی پای خود ایستادند و مدارس خود را از هر نظر منجمله روش تدریس نو تجهیز کردند.

شیگه کی کادو یا متخصص علوم پایه در وزارت آموزش و پرورش ژاپن می گوید : « هدف ما تنها تربیت یک انسان حقیقی و خلاق می باشد، می خواهیم دانش آموزانی تربیت کنیم که کاوشگر باشند، خود به تنهایی فرضیه ها را طراحی کنند و با به کارگیری خلاقیت ذهنی خود سنت تقلید و دنباله روی را زیر پا گذارند. »

سال ها است که آموزش علوم در ژاپن از طریق آزمایش های عملی پیگیری می شود و دانش اموزان نه با خواندن کتاب های درسی بلکه با استفاده از میزهای آزمایشگاهی قوانین طبیعی را فرا می گیرند از دانش آموزان خود می خواهند تا خود به پژوهش و تحقیق بپردازند و این کار تحقیقی از همان دوره ابتدایی آغاز می شود و در همه زمینه ها از جمله ادبیات توسعه می یابد.

ایشان کتابخانه را آزمایشگاه و مرکز تحقیقات دروس ادبیات قرار داده اند، معلم فهرستی ازکلمات را به دانش آموزان می دهد ازآن ها می خواهد مفاهیم، معانی، مترادف ها، متضادهای این کلمات را خود شخصاً با مراجعه به کتابهای مختلف درکتابخانه ها پیدا کنند. نوشتن شرح حال نویسندگان و شاعران برجسته و ... از تکالیف تحقیقی دانش آموزان است.

در زمینه تحقیق و پژوهش هر قدمی که برمی داشتند، طبیعت هم چند قدم به ایشان نزدیکتر شد، زیرا همانطوری که می دانید، طبیعت اسرار خود را درگوش دانشمندان، محققان و پژوهندگان زمزمه می کند. و دانشمندان و محققان می باشند که این زمزمه ها را تقویت می کنند، ده ها بار اشاره های طبیعت را تجزیه و تحلیل و تفسیر می نمایند. مجهول را به معلوم تبدیل می کنند و به زبان علم و « زبان ریاضی » می نویسند و از اسرار طبیعت که مواهب الهی است بهره بردای می کنند.

تعلیم و تربیت و  عقب ماندگی ایران  (قسمت سوم )

در قرون وسطی اروپائیان در جهل و بی خبری به سر می بردند در مدارس آن ها که اسکولاستیک نامیده میشود بیشتر مباحث عبارت بود از نقل آراء بزرگان یونان، برای کتاب های قدیمی و نقل مطالب مندرج در آن، بحث و تبادل نظر پیرامون مسائلی نظیر اینکه پیش از خلقت آدم فرشتگان کجا منزل داشتند؟ ابعاد فیزیکی فرشتگان چقدر است؟ و طول قد حضرت آدم به هنگام هبوط چقدر بود؟...

اما حرکت های علمی و داهیانه و پیگیر فرانسیس بیکن و رنه دکارت اروپائیان را از انزوای علمی خارج کرد. رنه دکارت کتاب احیاء العلوم را نوشت و به روش پیشینیان در آموزش خط بطلان کشید. و راه و رسم جدیدی را پیش روی دانش پژوهان قرار داد که مشخص ترین آن عدم اعتماد و اطمینان به سخن پیشینیان بود. رنه دکارت با اینکه در ایام جوانی در ردیف دانشمندان زمان خود قرار گرفت، شجاعانه در آموخته های خود تردید کرد و بر آن شد که با اندیشه شخصی خود کسب علم و معرفت نماید. « رساله گفتار » رنه دکارت تقریباً بیان کوششی است که در این راه طولانی به عمل آورده است. در این رساله رنه دکارت می گوید، افراد بشر همه دارای عقل و خرد می باشند یعنی همه این وسیله کسب علم و دانش را در اختیار دارند. اما به دلیل آن که همگان این وسیله را یکسان و درست به کار نمی برند، گمراه می شوند. تنها کسانی می توانند به حقیقت علم برسند که روش صحیحی را در« راه بردن عقل » به کار گیرند.

دانشمند انگلیس فرانسیس بیکن و حکیم فرانسوی رنه دکارت کوشیدند که اصولی را به دست دهند که کشف مجهولات میسر گردد، دستورات بیکن تقریباً روی تجربه و مشاهده تأکید دارد در حالی که دکارت بیشتر روی روش درست به کار بردن عقل تکیه دارد. اما در واقع این دو دستور نه تنها با هم منافات ندارند بلکه مکمل یکدیگرند، در عمل نیز هر دو در فعالیت های علمی خود، هر دو دستور را بکار برده اند.

این دوکوشیدند دانش پژوهان را ترغیب کنند که در راه کسب معرفت با پای خود گام بردارند و به عصای دیگران تکیه نکنند.

تحقیقات علمی رنه دکارت بیشتر تفکر و تجربه شخصی بود، چنانچه خود او گفته است « همواره کتاب جهانی را مطالعه می کرد، کار او سیر تأمل در آثار طبیعت و چگونگی خلقت بود، یکی از دوستانش حکایت کرده است که روزی به دیدن او رفته بودم، خواهش کردم کتابخانه خود را به من نشان دهد، او مرا به پشت ساختمان برد، دیدم گوساله ای را پوست کنده برای تشریح آماده کرده بود، گفت : بهترین کتابها که غالباً مطالعه می کنم از این نوع کتاب ها است.

فرانسیس بیکن تخستین کسی است که بر پیکر جهل علم نمای اسکولاستیک زخم کاری زد روش بیکن مشاهده و تجربه و جمع آوری مواد بود، او معتقد بود برای استخراج قواعد باید نهایت دقت و تأمل را بکار برد و به نقل قول و روایت اعتماد کرد. بلکه فرد شخصا باید به مشاهده و تجربه و تحقیق بپردازد و در استخراج کلیات نیز نباید شتابزده عمل کند. در موقعی که فرد مشغول تجربه می شود، نباید به حافظه خود اعتماد کند باید نتایج مشاهدات خود را ثبت نماید و سپس طبقه بندی کرده و جدول های مناسبی را تنظیم سپس به نتیجه گیری بپردازد در نتیجه گیری نیز می گوید : پس از تأمل بسیار و زیر و رو کردن مواد جمع آوری شده، آنچه به راستی با واقعیت مطابق و قابل استفاده است می گیریم و باقی را دور می اندازیم و هرگز در مسیر علم شتاب و بلند پروازی نمی کنیم.

البته می دانید که مردم اروپا کم کم از خواب بیدار شدند روش های جدید را در کسب علوم و فنون به کار گرفتند غیر از کشاورزی به صنعت هم روی آوردند و در این راه پیشرفت فوق العاده ای کردند. مصنوعات زیادی را تولید و سپس به فکر افتادند که مواد خام را از کشورهای دیگر وارد کنند و معادن خود را حفظ کنند درِ چاههای نفت خود را بستند و نفت دیگران را به ارزان ترین قیمت خریدند بدین ترتیب کشورهای دیگر مخصوصاً کشورهای جهان سوم، عقب مانده و مسلمان را هدف قرار دادند، منابع ایشان را به غارت بردند و مصنوعات خود را با قیمت های گزاف به همان ملت های غارت شده تحمیل کردند.

و این بیداری مغرب زمین از زمانی شروع شد که، در خواب رفتیم، به خود مشغول شدیم و به وسیله ایادی استعمار ( دشمنان دانا ) و دوستان نادان گاهی به آخرت گرایی مطلق دعوت می شدیم ناصرالدین شاه امتیاز احداث راه آهن و ترامور و بهره برداری از کلیه معادن و منابع ( به جز طلا و نقره و سنگ های قیمتی ) و بهره برداری از جنگل ها و احداث قنوات و کانال های آبیاری به مدت 70 سال و اداره گمرکات و حق صدور همه نوع محصولات به ایران به مدت 25 سال به یک نفر یهودی انگلیسی به نام « بارون جولیوس دوریتر » سپرد. باری ایران اسلامی ما از جمله کشورهای ستمدیده است.

راه چاره همانگونه که اشاره رفت به صورت پیشنهادی زیر است :

1 بپذیریم کشوری هستیم عقب مانده و نه در حال توسعه، زیرا هنوز نتوانسته ایم از یک سو در مقابل بلا یایی همچون سیل و زلزله و برآمدگی آب دریا و ... مقاومت کنیم و ایمن باشیم و از سوی دیگر نتوانسته ایم دردهایی همچون فساد، دروغ، جهل و بی سوادی و خرافه پرستی و سرپیجی از قانون و ... را ریشه کن کنیم.

2 شدیداً باور داشته باشیم که می توان با بهره گیری صحیح از امکانات خود و با جهاد و تلاشی و کوششی شبانه روزی و توکل بر خدای دانا و توانا گذشته را جبران نموده و به کشوری پیشرفته رسید. بدانیم که چند عملی جراحی شگفت انگیز که در نقاط مختلف کشور به وسیله جراهان زبردست ما انجام می گیرد و نیز درخشیدن چند دانش آموز در المپیادهای فیزیک، ریاضی، شیمی، کامپیوتر در سطح جهان گرچه موجب افتخار ملی و مذهبی ما است اما دلیل بر پیشرفت پزشکی یا آموزشی، نیست، بلکه وقتی در این زمینه ها پیشرفت کرده ایم که، بهداشت عمومی تا آنجا بالا رود که محیط کوچه و خیابان و دشت و جنگل و رود و کوه غیر و بهداشتی و عاری از میکروب گردد و آمار بیماران به شدت نقصان پذیرد. و در عوض بیمارستان های مجهز تأسیس کنیم و نیز در زمینه آموزش تعداد قابل ملاحظه ای از دانش آموزان، مفاهیم اصلی فیزیک، ریاضی، شیمی، و کامپیوتر را خوب درک کنند و بینش علمی پیدا نمایند. و قادر باشند دانش خود را در حل مسائل فردی و اجتماعی، فنی و صنعتی به کار گیرند.

3 قوه دفع را به قوه جذب تبدیل کنیم و همه را برای کار بیشتر و تولید اندیشه و فکر قوی تر، جدیدتر و برتر تشویق کنیم. در هر کاری از متخصصین همان رشته بهره گیری کنیم که حضرت علی علیه السلام فرمودند : « وا ستعینوا فی کل صناعه باهلها » یعنی در هر کاری از متخصص آن بهره بگیرید.

4 اختلاف سلیقه را در روشها و مدیریت ها یک مسئله عادی و طبیعی تلقی کنیم و بدانیم در فعالیت های گروهی تحمل آراء مخالفین اولین شرط همکاری و همگانی با دیگران می باشد. همه همگام و همدل برای رسیدی به اهداف مقدس آموزش و پرورش کوشا باشیم.

5 بدانیم تنها و تنها در سایه یک آموزش و پرورش نیرومند می توانیم صاحب همه چیز بشویم و بر عکس اگر همه چیز داشته باشیم و فاقد آموزش و پرورش صحیح باشیم، همه چیز را از دست خواهیم داد.

6 سعی کنیم مانند احداث کتابخانه های عمومی، احداث آزمایشگاههای علوم جهت دانش آموزان و علاقه مندان را یک فعالیت جدی صد در صد ضروری تلقی کرده، مردم را تشویق کنیم که حداقل در کنار هر کتابخانه یک آزمایشگاه عمومی علوم نیز احداث نمایند.

7 به معلمان خود کمک کنیم تا درس علوم را تنها همراه با آزمایش تدریس نمایند و در آزمایشگاهها را حتی بعد از تعطیل شدن مدارس به روی دانش آموزان علاقمند و خوش استعداد خود بگشائیم تا آنچه از علوم مطالعه می کنند همراه با عمل باشد زیرا زیر بنای تحقیق در علوم همین اجرای آزمایش ها مندرج در کتب درسی از آسان به مشکل است .

8 برای کسانی که در احداث و تجهیز آزمایشگاه ههای عمومی و همچنین اجرا و آموزش عملی دروس علمی تلاش می کنند ارج و اعتبار ویژه ای قابل شویم.

منبع:

a.dehkordi - www.iranika.ir

 

+