ترجمه آیات مربوط به درس نهم

سوره حدید

بسم الله الرحمن الرحیم

آن روز که مردان و زنان مؤمن را مى‌بینى که نورشان پیشاپیششان و به جانب راستشان دوان است. [به آنان گویند:] «امروز شما را مژده باد به باغهایى که از زیر [درختان‌] آن نهرها روان است، در آنها جاودانید. این است همان کامیابى بزرگ. (١٢) آن روز، مردان و زنان منافق به کسانى که ایمان آورده‌اند مى‌گویند: «ما را مهلت دهید تا از نورتان [اندکى‌] برگیریم.» گفته مى‌شود: «بازپس برگردید و نورى درخواست کنید.» آنگاه میان آنها دیوارى زده مى‌شود که آن را دروازه‌اى است: باطنش رحمت است و ظاهرش روى به عذاب دارد. (١٣) [دو رویان،] آنان را ندا درمى‌دهند: «آیا ما با شما نبودیم؟» مى‌گویند: «چرا، ولى شما خودتان را در بلا افکندید و امروز و فردا کردید و تردید آوردید و آرزوها شما را غرّه کرد تا فرمان خدا آمد و [شیطان ]مغرورکننده، شما را در باره خدا بفریفت. (١۴) پس امروز نه از شما و نه از کسانى که کافر شده‌اند عوضى پذیرفته نمى‌شود: جایگاهتان آتش است؛ آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامى است.» (١۵) آیا براى کسانى که ایمان آورده‌اند هنگام آن نرسیده که دلهایشان به یاد خدا و آن حقیقتى که نازل شده نرم [و فروتن‌] گردد و مانند کسانى نباشند که از پیش بدانها کتاب داده شد و [عمر و] انتظار بر آنان به درازا کشید، و دلهایشان سخت گردید و بسیارى از آنها فاسق بودند؟ (١۶) بدانید که خدا زمین را پس از مرگش زنده مى‌گرداند. به راستى آیات [خود] را براى شما روشن گردانیده‌ایم، باشد که بیندیشید. (١٧) در حقیقت، مردان و زنان صدقه‌دهنده و [آنان که‌] به خدا وامى نیکو داده‌اند، ایشان را [پاداش‌] دو چندان گردد، و اجرى نیکو خواهند داشت. (١٨) و کسانى که به خدا و پیامبران وى ایمان آورده‌اند، آنان همان راستینانند و پیش پروردگارشان گواه خواهند بود [و] ایشان راست اجر و نورشان؛ و کسانى که کفر ورزیده و آیات ما را تکذیب کرده‌اند آنان همدمان آتشند. (١٩) بدانید که زندگى دنیا، در حقیقت، بازى و سرگرمى و آرایش و فخرفروشى شما به یکدیگر و فزون‌جویى در اموال و فرزندان است. [مثَل آنها] چون مثَل بارانى است که کشاورزان را رستنى آن [باران‌] به شگفتى اندازد، سپس [آن کشت‌] خشک شود و آن را زرد بینى، آنگاه خاشاک شود. و در آخرت [دنیا پرستان را] عذابى سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودى است، و زندگانى دنیا جز کالاى فریبنده نیست. (٢٠) [براى رسیدن‌] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است [و] براى کسانى آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‌اند، بر یکدیگر سبقت جویید. این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را مى‌دهد، و خداوند را فزون‌بخشى بزرگ است. (٢١) هیچ مصیبتى نه در زمین و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد، مگر آنکه پیش از آنکه آن را پدید آوریم، در کتابى است. این [کار] بر خدا آسان است. (٢٢) تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب‌] آنچه به شما داده است شادمانى نکنید، و خدا هیچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد: (٢٣) همانان که بخل مى‌ورزند و مردم را به بخل ورزیدن وامى‌دارند. و هر که روى گرداند قطعاً خدا بى‌نیاز ستوده است. (٢۴)به راستى [ما] پیامبران خود را با دلایل آشکار روانه کردیم و با آنها کتاب و ترازو را فرود آوردیم تا مردم به انصاف برخیزند، و آهن را که در آن براى مردم خطرى سخت و سودهایى است، پدید آوردیم، تا خدا معلوم بدارد چه کسى در نهان، او و پیامبرانش را یارى مى‌کند. آرى، خدا نیرومند شکست ناپذیر است. (٢۵) و در حقیقت، نوح و ابراهیم را فرستادیم و در میان فرزندان آن دو، نبوت و کتاب را قرار دادیم: از آنها [برخى‌] راه‌یاب [شد]ند، و[لى‌] بسیارى از آنان بدکار بودند. (٢۶) آنگاه به دنبال آنان پیامبران خود را، پى‌درپى، آوردیم، و عیسى پسر مریم را در پى [آنان‌] آوردیم و به او انجیل عطا کردیم، و در دلهاى کسانى که از او پیروى کردند رأفت و رحمت نهادیم و [اما] ترک دنیایى که از پیش خود درآوردند ما آن را بر ایشان مقرّر نکردیم مگر براى آنکه کسب خشنودى خدا کنند، با این حال آن را چنانکه حقّ رعایت آن بود منظور نداشتند. پس پاداش کسانى از ایشان را که ایمان آورده بودند بدانها دادیم و[لى‌] بسیارى از آنان دستخوش انحرافند. (٢٧) اى کسانى که ایمان آورده‌اید، از خدا پروا دارید و به پیامبر او بگروید تا از رحمت خویش شما را دو بهره عطا کند و براى شما نورى قرار دهد که به [برکت‌] آن راه سپرید و بر شما ببخشاید، و خدا آمرزنده مهربان است. (٢٨) تا اهل کتاب بدانند که به هیچ وجه فزون‌بخشى خدا در [حیطه‌] قدرت آنان نیست و فضل [و عنایت، تنها] در دست خداست: به هر کس بخواهد آن را عطا مى‌کند، و خدا داراى کرم بسیار است. (٢٩)

سوره المجادله

بسم الله الرحمن الرحیم

خدا گفتار [زنى‌] را که در باره شوهرش با تو گفتگو و به خدا شکایت مى‌کرد شنید؛ و خدا گفتگوى شما را مى‌شنود، زیرا خدا شنواى بیناست. (١) از میان شما کسانى که زنانشان را «ظهار» مى‌کنند [و مى‌گویند: پشت تو چون پشت مادر من است‌] آنان مادرانشان نیستند. مادران آنها تنها کسانى‌اند که ایشان را زاده‌اند، و قطعاً آنها سخنى زشت و باطل مى‌گویند، و[لى‌] خدا مسلماً درگذرنده آمرزنده است. (٢) و کسانى که زنانشان را ظهار مى‌کنند، سپس از آنچه گفته‌اند پشیمان مى‌شوند، بر ایشان [فرض‌] است که پیش از آنکه با یکدیگر همخوابگى کنند، بنده‌اى را آزاد گردانند. این [حکمى‌] است که بدان پند داده مى‌شوید، و خدا به آنچه انجام مى‌دهید آگاه است. (٣) و آن کس که [بر آزادکردن بنده‌] دسترسى ندارد، باید پیش از تماس [با زن خود] دو ماه پیاپى روزه بدارد؛ و هر که نتواند، باید شصت بینوا را خوراک بدهد. این [حکم‌] براى آن است که به خدا و فرستاده او ایمان بیاورید، و این است حدود خدا. و کافران را عذابى پردرد خواهد بود. (۴) بى‌گمان، کسانى که با خدا و فرستاده او مخالفت مى‌کنند ذلیل خواهند شد، همان‌گونه که آنان که پیش از ایشان بودند ذلیل شدند، و به راستى آیات روشن [خود] را فرستاده‌ایم، و کافران را عذابى خفت‌آور خواهد بود. (۵) روزى که خداوند همه آنان را بر مى‌انگیزد و به آنچه کرده‌اند آگاهشان مى‌گرداند. خدا [کارهایشان را] برشمرده است و حال آنکه آنها آن را فراموش کرده‌اند، و خدا بر هر چیزى گواه است. (۶)آیا ندانسته‌اى که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مى‌داند؟ هیچ گفتگوى محرمانه‌اى میان سه تن نیست مگر اینکه او چهارمین آنهاست، و نه میان پنج تن مگر اینکه او ششمین آنهاست، و نه کمتر از این [عدد] و نه بیشتر، مگر اینکه هر کجا باشند او با آنهاست. آنگاه روز قیامت آنان را به آنچه کرده‌اند آگاه خواهد گردانید، زیرا خدا به هر چیزى داناست. (٧) آیا کسانى را که از نجوا منع شده بودند، ندیدى که باز بدانچه از آن منع گردیده‌اند، برمى‌گردند و با همدیگر به [منظور] گناه و تعدّى و سرپیچى از پیامبر، محرمانه گفتگو مى‌کنند و چون به نزد تو آیند، تو را بدانچه خدا به آن [شیوه‌] سلام نگفته سلام مى‌دهند و در دلهاى خود مى‌گویند: «چرا به آنچه مى‌گوییم خدا ما را عذاب نمى‌کند؟» جهنم براى آنان کافى است؛ در آن درمى‌آیند، و چه بد سرانجامى است. (٨) اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون با یکدیگر محرمانه گفتگو مى‌کنید، به [قصد] گناه و تعدى و نافرمانى پیامبر با همدیگر محرمانه گفتگو نکنید، و به نیکوکارى و پرهیزگارى نجوا کنید، و از خدایى که نزد او محشور خواهید گشت پروا دارید. (٩) چنان نجوایى صرفاً از [القاآت‌] شیطان است، تا کسانى را که ایمان آورده‌اند دلتنگ گرداند، و[لى‌] جز به فرمان خدا هیچ آسیبى به آنها نمى‌رساند، و مؤمنان باید بر خدا اعتماد کنند. (١٠) اى کسانى که ایمان آورده‌اید، چون به شما گفته شود: «در مجالس جاى باز کنید»، پس جاى باز کنید تا خدا براى شما گشایش حاصل کند، و چون گفته شود: «برخیزید»، پس برخیزید. خدا [رتبه‌] کسانى از شما را که گرویده و کسانى را که دانشمندند [بر حسب‌] درجات بلند گرداند، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است. (١١)اى کسانى که ایمان آورده‌اید، هرگاه با پیامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مى‌کنید، پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‌اى تقدیم بدارید. این [کار] براى شما بهتر و پاکیزه‌تر است؛ و اگر چیزى نیافتید بدانید که خدا آمرزنده مهربان است. (١٢) آیا ترسیدید که پیش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‌هایى تقدیم دارید؟ و چون نکردید و خدا [هم‌] بر شما بخشود، پس نماز را برپا دارید و زکات را بدهید و از خدا و پیامبر او فرمان برید، و خدا به آنچه مى‌کنید آگاه است. (١٣) آیا ندیده‌اى کسانى را که قومى را که مورد خشم خدایند به دوستى گرفته‌اند؟ آنها نه از شمایند و نه از ایشان، و به دروغ سوگند یاد مى‌کنند و خودشان [هم‌] مى‌دانند. (١۴) خدا براى آنان عذابى سخت آماده کرده است. راستى که چه بد مى‌کردند. (١۵) سوگندهاى خود را [چون‌] سپرى قرار داده بودند و [مردم را] از راه خدا بازداشتند و [در نتیجه‌] براى آنان عذابى خفت‌آور است. (١۶) در برابر خداوند نه از اموالشان و نه از اولادشان هرگز کارى ساخته نیست. آنها دوزخى‌اند [و] در آن جاودانه [مى‌مانند]. (١٧) روزى که خدا همه آنان را برمى‌انگیزد، همان‌گونه که براى شما سوگند یاد مى‌کردند براى او [نیز] سوگند یاد مى‌کنند و چنان پندارند که حق به جانب آنهاست. آگاه باش که آنان همان دروغگویانند. (١٨) شیطان بر آنان چیره شده و خدا را از یادشان برده است؛ آنان حزب شیطانند. آگاه باش که حزب شیطان همان زیانکارانند. (١٩) در حقیقت، کسانى که با خدا و پیامبر او به دشمنى برمى‌خیزند، آنان در [زمره‌] زبونان خواهند بود. (٢٠) خدا مقرّر کرده است که: «حتماً من و فرستادگانم چیره خواهیم گردید.» آرى، خدا نیرومند شکست‌ناپذیر است. (٢١)قومى را نیابى که به خدا و روز بازپسین ایمان داشته باشند [و] کسانى را که با خدا و رسولش مخالفت کرده‌اند -هر چند پدرانشان یا پسرانشان یا برادرانشان یا عشیره آنان باشند- دوست بدارند. در دل اینهاست که [خدا] ایمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تأیید کرده است، و آنان را به بهشتهایى که از زیر [درختان‌] آن جویهایى روان است در مى‌آورد؛ همیشه در آنجا ماندگارند؛ خدا از ایشان خشنود و آنها از او خشنودند؛ اینانند حزب خدا. آرى، حزب خداست که رستگارانند. (٢٢)

سوره الحشر

بسم الله الرحمن الرحیم

آنچه در آسمانها و در زمین است تسبیح‌گوى خداى هستند، و اوست شکست‌ناپذیر سنجیده‌کار. (١) اوست کسى که، از میان اهل کتاب کسانى را که کفر ورزیدند در نخستین اخراج [از مدینه‌] بیرون کرد. گمان نمى‌کردید که بیرون روند و خودشان گمان داشتند که دژهایشان در برابر خدا مانع آنها خواهد بود، و[لى‌] خدا از آنجایى که تصوّر نمى‌کردند بر آنان درآمد و در دلهایشان بیم افکند، [به طورى که‌] خود به دست خود و دست مؤمنان خانه‌هاى خود را خراب مى‌کردند. پس اى دیده‌وران، عبرت گیرید. (٢) و اگر خدا این جلاى وطن را بر آنان مقرّر نکرده بود، قطعاً آنها را در دنیا عذاب مى‌کرد و در آخرت [هم‌] عذاب آتش داشتند. (٣)این [عقوبت‌] براى آن بود که آنها با خدا و پیامبرش در افتادند؛ و هر کس با خدا درافتد؛ [بداند که‌] خدا سخت‌کیفر است. (۴) آنچه درخت خرما بریدید یا آنها را [دست نخورده‌] بر ریشه‌هایشان بر جاى نهادید، به فرمان خدا بود، تا نافرمانان را خوار گرداند. (۵) و آنچه را خدا از آنان به رسم غنیمت عاید پیامبر خود گردانید، [شما براى تصاحب آن‌] اسب یا شترى بر آن نتاختید، ولى خدا فرستادگانش را بر هر که بخواهد چیره مى‌گرداند، و خدا بر هر کارى تواناست. (۶) آنچه خدا از [دارایى‌] ساکنان آن قریه‌ها عاید پیامبرش گردانید، از آن خدا و از آن پیامبر [او] و متعلق به خویشاوندان نزدیک [وى‌] و یتیمان و بینوایان و درراه‌ماندگان است، تا میان توانگران شما دست به دست نگردد. و آنچه را فرستاده [او] به شما داد، آن را بگیرید و از آنچه شما را باز داشت، بازایستید و از خدا پروا بدارید که خدا سخت‌کیفر است. (٧) [این غنایم، نخست‌] اختصاص به بینوایان مهاجرى دارد که از دیارشان و اموالشان رانده شدند: خواستار فضل خدا و خشنودى [او] مى‌باشند و خدا و پیامبرش را یارى مى‌کنند. اینان همان مردم درست کردارند. (٨) و [نیز] کسانى که قبل از [مهاجران‌] در [مدینه‌] جاى گرفته و ایمان آورده‌اند؛ هر کس را که به سوى آنان کوچ کرده دوست دارند؛ و نسبت به آنچه به ایشان داده شده است در دلهایشان حسدى نمى‌یابند؛ و هر چند در خودشان احتیاجى [مبرم ]باشد، آنها را بر خودشان مقدّم مى‌دارند. و هر کس از خسّت نفس خود مصون ماند، ایشانند که رستگارانند. (٩)

 

 

/ 0 نظر / 32 بازدید