درس چهاردهم – یاران شیطان

                        

توجه : (نحوه ی استفاده صحیح از این درس هر جا سوالی را مشاهد کردید که بعد از آن شکلِ دست « ? » بود بعد از آن که خودتان پاسخ را حدس زدید چپ کلیک ماوس را فشار داده و به سمت چپ بکشید تا جواب را مشاهد کنید . )

 

سرباز سلام نظامی و داد و گفت : فرمانده ، الان مدت زیادی است که شهر را محاصره کرده ایم . سربازان دشمن که در شهر سنگر گرفته اند خیلی از ما قوی ترند . بیش تر نیروهای ما هم کشته و یا زخمی شده اند . آذوقه و مهمات هم رو به پایان است . اگر دشمن از وضعیت ما با خبر شود ، با یک حمله همه ی ما را خواهد کشت . به نظر شما بهتر نیست محاصره ی شهر را پایان دهیم و برگردیم ؟

فرمانده بعد از سکوتی طولانی جواب داد : فردا آخرین نقشه را هم اجرا می کنیم . اگر بی فایده بود ، آن وقت بر می گردیم .

همان شب فرمانده تعدادی از اطرافیان مکار و نیرنگ باز خود را به اتاقش دعوت کرد و به آن ها گفت : لباس های نظامی تان را عوض کنید و خودتان را به شکل اهالی شهر درآورید . فردا پیش از آن که آفتاب طلوع کند باید خودتان را به شهر برسانید و در میان مردم نفوذ کنید . وظیفه ی شما این است که به محافظان شهر اطلاعات غلط بدهید و تا جایی که امکان دارد نگذارید نقشه هایشان را اجرا کنند و شما باید دائماً آن ها را از نیروهای نظامی ما بترسانید و ... .

چند روزی بیش تر طول نکشید که در همه جای شهر مردم درباره ی لشکر بزرگی سخن می گفتند که شهر را محاصره کرده و قرار است به زودی به شهر حمله کنند . سربازان شهر ، یکی یکی از ترس کشته شدن ، سنگر ها را رها کرده و می  گریختند .

در مدتی کوتاه ، از آن لشکر قوی و بزرگ ، تنها عده ی کمی سرباز باقی مانده بود که آن ها هم به جهت اطلاعات غلط دشمن ، دچار سردرگمی شده بودند و توانایی انجام هیچ کاری نداشتند .

چیزی نمانده بود که فرمانده حیله گر با این نقشه ، کار مردم شهر را یکسره کند که ... : « مردم ، فریب این حرف ها را نخورید . اگر ما با هم متحد باشیم شکست دشمن بسیار ساده است . » این ها سخنان مرد جهاندیده و با تجربه ای بود که در بین مردم صحبت می کرد :

« من این فرمانده ی حیله گر را از سال ها پیش می شناسم . او هر وقت که نتواند با سربازانش شهری را تصرف کند ، عده ای از آن ها را برای وسوسه و فریب مردم به درون شهر می فرستد . مطمئن باشید آن ها اکنون از همیشه ضعیف تر شده اند که به حیله و نیرنگ دست زده اند . جوانان شهر را جمع کنید تا برای آخرین حمله به آن ها آماده شویم ... . »

می دانیم که اصلی ترین دشمن همه ی انسان ها شیطان است .

اما به نظر شما آیاشیطان می تواند بدون کمک سربازان نوذی اش ، به قلعه ی روح ما وارد شود و ما را شکست دهد ؟

حالا برای چند لحظه چشمانت را ببند و به خودت فکر کن . چگونه انسانی هستی ؟

ü      خوشرو ؟ راستگو ؟ دوراندیش ؟ صبور ؟ قدردان ؟ کوشا ؟ ...

ü      بداخلاق ! عجول ! ناامید ! بی حال ! کم صبر ! خودپسند ! ...

فکر می کنی کدام یک از این ویژگی ها سربازان شجاع قلعه ی روح شما هستند ؟

کدام یک سربازان نفوذی شیطان اند .

ما در این درس ، به معرفی برخی از سربازان شیطام می پردازیم که مهارت زیادی در نفوذ به قلعه های مختلف دارند .

1-      .......عجله و شتابزدگی ..........

گاهی در حالی که خیلی عجله داریم ، دنبال چیزی می گردیم . در چنین شرایطی حتی اگر آن چیز در کنار ما هم قرار داشته باشد ، معمولاً نمی توانیم آن را پیدا کنیم . می دانید چرا ؟

        کسی که دچار شتابزدگی می شود ، نمی تواند خوب فکر کند و به همین دلیل از تصمیم گیری صحیح باز می ماند و هر تصمیمی که می گیرد می تواند یک اشتباه بزرگ باشد .

**************

 

همین است که حضرت علی علیه السلام می فرماید :

پشیمانی انسان عجول از همه ی مردم بیش تر است ؛ زیرا عقل او وقتی به کمکش می آید که دیگر کار از کار گذشته باشد .

**************

سرانجامِ انسانِ عجول :

            از این گذشته ، انسان عجول همواره با مشکل دیگری به نام دوباره کاری نیز روبه رو است ؛ زیرا کاری که او با عجله و بدون دقت انجام داده ، بی نتیجه خواهد بود و دوباره مجبور است وقت و نیروی خود را صرف انجام درست همان کار کند .

فعالیت کلاسی

توضیح دهید در هر یک از موارد زیر عجله و شتاب بی جا ، چه مشکلاتی را ممکن است برای ما به وجود بیاورد ؟ در هنگام ...

1-    غذا خوردن ?ناراحتی معده دل  درد و ...

2-    پاسخ به سوالات امتحان ?جا به جا نوشتن پاسخ ها نوشتن جواب های غلط و ...

3-    بستن چمدان برای سفر ?فراموش کردن وسایل ضروری و ...

4-    حرف زدن ?نرساندن منظور و مقصود خود -  متوجه نشدن حرف های ما و ...

5-    رانندگی ?تصادف

 

چه باید کرد ؟

مردی نزد نبی اکرم صلی الله علیه و آله آمد و گفت : ای رسول خدا ، به من اندرزی دهید .

-        اگر تو را اندرز دهم به آن عمل می کنی ؟

-        بله .

-        آیا واقعاً عمل می کنی ؟

-        بله .

وقتی این پرسش و پاسخ برای سومین بار انجام شد ،

 رسول گرامی اسلام فرمود :

هرگاه تصمیم گرفتی کاری کنی ، اول به نتیجه و عاقبت آن خوب بیندیش . اگر دیدی نتیجه ی خوبی دارد

/ 0 نظر / 41 بازدید