درس یازدهم (برترین بانو)

 

            هر گاه وارد می شد ، پیامبر اعظم صلّی الله علیه و آلهبا خوشحالی از جا بر می خاست ، به او خوش آمد می گفتو در کنار خودش می نشاند . همه می دانستند که رسول خدا هیچ کس را به اندازه ی او دوست ندارد . برای همین هر گاه او را می دید ، دستانش را می بوسید و می فرمود : او شادمانی قلب من است ...             (بحارالانوار ج 43 ص 19 و 38 )

 

1- نور عبادت

       از امام صادق علیه السلام پرسیدند : چرا به حضرت فاطمه سلام الله علیها زهرا هم گفته می شود ؟

امام فرمود :

برای این که هر گاه ایشان در محراب عبادت به نماز می ایستاد ، نوری بسیار درخشان صورتش را فرا می گرفت و به اطراف پراکنده می شد .             (زهرا یعنی درخشان و نورانی )

او عبادت و مناجات با خدا را دوست داشت و گاه تمام شب را به عبادت می گذراند .

فرزند بزرگوارش امام حسنعلیه السلاممی فرماید : شبی بیدار بودم و دیدم مادرم مشغول عبادت است . او نماز می خواند و برای همسایگان و همه ی مؤمنان دعا می کرد . هر چه دقت کردم ، نشنیدم برای خودش دعایی بکند . صبح که شد به او گفتم : مادر جان ، چرا برای خودتان دعا نکردید ؟

مادرم نگاه مهربانی به من کرده و فرمود: پسرم ، اوّل همسایگان ، بعد خودمان .

 

2- حیا و عفت  

 

        هنوز چند روزی از پیوند آسمانی امیر مؤمنان و حضرت زهرا نگذشته بود که نزد پیامبر خدا آمدند . تا از راهنمایی های نورانی ایشان ، برای ادامه ی زندگی مشترکشان استفاده کنند . چه کسی بهتر از پیامبر خدا می توانست راه بهتر زندگی کردن را بیاموزد ؟ پیامبر خدا سفارش هایی کرد که به زندگی زیبای آن دو آرامش بیشتری بخشید ؛ یکی از راهنمایی ها این بود :

       علی جان اگر مایلید شما کارهای بیرون خانه را بر عهده بگیر و دخترم فاطمه کارهای داخل را .

             وقتی این تقسیم کار انجام شد ، حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمود : خدا می داند چه قدر خوشحالم از این که رسول خدا ، مرا از رو به رو با مردان نامحرم بی نیاز ساخت .

 

بیشتر بدانیم

خوب است بدانیم :

بر اساس احکام اسلام ، نگاه کردن مردان به مو و بدن زنان نامحرم حرام است .

(برای مردها : مادر ، زن ، دختر ، خواهر ، مادر بزرگ ، مادر زن ، خاله و عمه محرم هستند و بقیه خانم ها نامحرم اند . )

 

نگاه کردن زنان نیز به بدن مردان نامحرم حرام است .

( برای زن ها : پدر ، همسر ، برادر ، پسر ، پدر بزرگ ، پدر شوهر ، دایی و عمومحرمهستند و بقیه مردهانامحرم اند . )

شاید برخی تصوّر کنند اگر بانوان بخواهند پوشش خود را حفظ کنند و با مردان نامحرم روبه رو نشوند ، باید از حضور در جامعه و بیرون آمدن از خانه ، چشم پوشی کنند . اما بررسی زندگی بانوی پاکی و عفت نشان می دهد که زنان نیز می توانند مانند مردان هر جا که نیاز باشد ، با رعایت و عفاف و حجاب کامل در جامعه حاضر شوند و به وظایف خود عمل کنند .

 

3- ایثار و بخشندگی                          ( ایثار یعنی دیگران را بر خود مقدم داشتن ، از خود گذشتگی. )

             صورت رنگ پریده نشان از گرسنگی اش می دهد . پیرمرد با لباس هایی بسیار کهنه ، آرام آرام پیش می آید و مقابل رسول خدا می ایستد :

- ای نبی خدا ، گرسنه ام ، بی لباسم ، فقیرم .

رسول خدا با مهربانی می فرماید : اکنون چیزی برای کمک به تو ندارم ، اما تو را به خانه کسی می فرستم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و سولش نیز او را دوست دارند ، کسی که خدا را بر خود مقدم می دارد . سپس رو به بلال کرده و می فرماید : او را به خانه فاطمه راهنمایی کن .

 پشت در خانه ، پیرمرد با صدای بلند می گوید : سلام بر شما ای اهل بیت نبوّت .

- سلام بر تو ، کیستی ؟

- پیر مردی عرب هستم که از گرسنگی ، برهنگی و فقر به پدرتان پناه آوردم ، اگر می توانید در حقم بزرگواری کنید .

فاطمه درون خانه را می نگرد ، اما نه خوراکی برای خوردن در خانه است و نه لباسی برای پوشاندن فقیر . چه باید کرد ؟ آیا می توان پیرمرد را ناامید و با دست خالی بازگرداند ؟

ناگهان چیزی به نظر ایشان می رسد . گردنبندی که برایش خیلی ارزشمند است . یادگاری از عزیزان ؛ آن را از پشت در به فقیر می دهد .

-        این را بگیر و بفروش ، شاید خداوند در برابر آن ، چیزهای بهتری به تو عطا کند .

وارد مسجد می شود و ماجرا را برای پیامبر بازگو می کند . دانه های اشک بر صورت پیامبر خدا جاری می شود .

عمار یاسر می گوید : گردنبند را به چقدر می فروشی ؟

-        به غذایی که سیرم کند ، لباسی که مرا بپوشاند و سکه ای که تا خانه ام برساند .

-        علاوه بر آنچه خواستی ، بیست سکه طلا و دویست سکه نقره نیز به تو می دهم .

/ 0 نظر / 13 بازدید